‌به تنهایی ام افتخار میکنم،چون میدانم تحمل تنهایی بهتر از گدایی محبت است.!!!

!مارو از نظر های قشنگتون بی نصیب نذارید....‼‼

نام. : آواره
شهرت : سرگردان
تاریخ تولد: نامعلوم
نام پدر : سلطان غم
نام مادر : فرشته ی غم
جرم :عاشقی
محکوم:به زندگی..
محل اعدام : میعاد گاه عشق
آدرس : خیابان دوستی،کوچه ی تنهایی،پلاک عشق......

آخرین نظرات
  • ۲۶ آذر ۹۶، ۰۸:۳۹ - علی رحمانی پور
    عالی
  • ۲۵ آذر ۹۶، ۲۲:۰۰ - محسن رحمانی
    :) تشکر.
نویسندگان

از دست این گودزیلا هااا😡

يكشنبه, ۱۶ خرداد ۱۳۹۵، ۰۸:۵۷ ب.ظ


عاقاااا ما پارسال بهار دسته جمعی ...

آقااا. آقاااا

منکه نیمخوام براتون بخونم ...!

شماهم آمادینااااا خخخ

خب خلاصه ما پارسال بهار دسته جمعی رفته بودیم  خونه ی خاله...

چهارتا گودزیلا داشتن...چهارتاااا چهارتااااا

هیچی دیگه اصرار داشتن من باهاشون بازی کنم منم مجبور شدم

قبول کنم ...

آقا چشمتون روز بد نبینه منو بردن توی آتاق دیگه.

با لحن بچگونه وکلی دلهره گفتم : بچه ها حالا چه بازی کنیم ؟

آقا نفری یه چوب برداشتن یکیشون اخماشو داد تو هم ،صداشو کلفت کرد و

گفت: من جومونگم و این سه تا برادران قسم خورده ی منن!

تو تسوی از خودت دفاع کن...!

تا تونستن مارو زدن ،سیاه وکبودم کردن..!

وااای اگه الان دستم بهشون برسه ،سر چهارتاشونو به عنوان 

پیشکیش ،میفرستم واسه امپراطوری چانگ ....

  • من دلم پاکه ...

نظرات  (۸)

  • ...دُخمَلـِ اوجولاتیـ...
  • داغ دیده ای
    از دست این گودزیلاها
    پاسخ:
    اوووووف اونم چجورم.....😅😅
  • شکوه شب وروز
  • الهی 
    شماهم این سری اومدن خونتون حالشون روبگیرید

    پاسخ:
    ااا راست میگیااااا
    چرا به ذهن خودم نرسیده بود.....خخخ
    چشاشونو از کاسه در میارم....ححح
  • طاها میرویسی
  • :|
    هیچ حرفی برای زدن با تسو جماعت ندارم :))
    خوب شد با شمشیر زدن
    فک کن تیر کمون هم داشتن!
    پاسخ:
    اووووووو نگوووو الانکه یادش میفتم تنو بدنم میلرزه .....
    یاااا خدااااا😣😣😣
    اون موقع که پیششون بودی  نزدیشون حالا میخوای بزنیشون
     
    عجبا


    پاسخ:
    اونموقع نمی تونستم ،موقیتش خوب نبود ....

    ولی الان انگیزشو دارم....😊😊😊
    خخخخخخخ
    پاسخ:
    😅😅😅
    خخخخخخخ
    پاسخ:
    خخخخخ خووو
    😅😅😅😅
  • سیّد محمّد جعاوله
  • شیرین بود
    ممنون
    سلام برسونید
    پاسخ:
    خواااهش نوش جان خخخخ
    چشم حتمااااا😆😅
    خخخخخخخ خعلی باحال بود
    من همچین جمله اولتو باریتم خوندم به قول تو اماده بودم خخخخ
    پاسخ:
    خخخخ معلومه ، قر تو بدنت خشک شده بودااا😅😅

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.