‌به تنهایی ام افتخار میکنم،چون میدانم تحمل تنهایی بهتر از گدایی محبت است.!!!

!مارو از نظر های قشنگتون بی نصیب نذارید....‼‼

نام. : آواره
شهرت : سرگردان
تاریخ تولد: نامعلوم
نام پدر : سلطان غم
نام مادر : فرشته ی غم
جرم :عاشقی
محکوم:به زندگی..
محل اعدام : میعاد گاه عشق
آدرس : خیابان دوستی،کوچه ی تنهایی،پلاک عشق......

آخرین نظرات
  • ۱۵ بهمن ۹۶، ۲۲:۰۵ - محسن رحمانی
    :)
  • ۱۳ بهمن ۹۶، ۲۲:۰۰ - قالب رضا
    نطف؟؟؟
نویسندگان

تخم مرررررغ ......

پنجشنبه, ۱۴ دی ۱۳۹۶، ۰۲:۰۸ ب.ظ



یادش بخیر گذشته ها هرموقع غذا نداشتیم نیمرو میزدیم


الان تخم مرغ شده یه کالای لاکچری که هرکسی نداره .


خخخخخخ


والاااااا......

  • من دلم پاکه ...

نظرات  (۴)

  • ( ک) شباهنگ
  • اصل مطلب در اینست که روزگاری بسر ما بیاورند
    که دیگه اصلا فکر مرغ و اسم مرغ را به تاریخ بسپاریم
    و راضی به این باشیم که اگر تخم مرغی هم تصادفی بما
    دادند به آنها تعظیم و تکریم کنیم .. و از آنها شکرگزار باشیم
    پاسخ:

    واقعاااا....😊

    منکه دیگه قید هر چیزی که به تخم مرغ ربط داره زدم....خخخ

    😂🤣🤣🤣
  • خرگوشک :)
  • خخخ دقیقا :))
    پاسخ:
    خخخ بعله .......

  • علی رحمانی پور
  • خخخخ واقعا
    البته میگن گران شده خوشمزه تر هم شده
    پاسخ:
    هععععععی چی بگم .....

    جدااااااا؟؟؟؟ خدا کنده خخخ
    خوشبختی یعنی چه ؟

    ھمه ما می دانیم که خوشبختی مطلقاً ربطی به شرایط و امکانات بیرونی زندگی ما ندارد و این امر را کل

    بشریّت به تجربه درک کرده است . چه بسا امکانات بیرونی مد نظرمان که می پنداریم باعث خوشبختی

    ما می شود فراھم می آید ولی اندکی احساس خوشبختی بما نمیدھد و بلکه با حیرت می بینیم که

    ھمان احساس خوشبختی سابق را ھم از دست داده ایم . چرا؟ یعنی در جریان تلاش برای فراھم کردن

    اسباب خوشبختی خود، بدبخت شده ایم . این یک قاعده بشری در سراسر جھان است .

    خوشبختی یک احساس است و لذا مطلقاً به زبان منطقی و فنی و مادی قابل توصیف و نمایش نیست .

    خوشبختی احساس رضایت چیزی در اعماق ماست که نمی دانیم آن چیز چیست یا کیست . بھرحال آن

    کس خود خود ما ھستیم که معلوم می شود که راضی نیست . از کی ؟ از خود ما . در اینجا خود خود ما

    از خود ما راضی نیست و ما را سرزنش و لعن و نفی می کند . این ھمان وجدان یا خدای ماست . پس

    بایستی او را در خود بشناسیم که کیست و چه می خواھد تا راضی اش کنیم از خودمان . و میدانیم که

    به ھیچ وجه ھم نمی توانیم او را فریب دھیم بلکه فقط در جنگ با او وجودمان تبدیل به جھنّم میشود و

    این ھمان بدبختی است . خوشبختی یعنی از خود راضی بودن . ولی اکثر ما راه و روش این راضی کردن

    خودمان را در اعماق دلمان نمی دانیم . ولی کسانی بنام پیامبران خدا آمده اند تا این راه و روش را

    بما آموزش دھند و آن دین خداست که راه تقوی و از خود گذشتن است . خود خود ما وقتی از ما راضی

    می شود که از خود بگذریم . آنگاه او از ما راضی می شود . یعنی بمیزانی که در صدد خوشبخت کردن

    خود ھستیم او از ما راضی نیست و لذا احساس بدبختی می کنیم . پس تنھا راه خوشبخت شدن دست

    کشیدن از خوشبخت کردن خویش است . ولی اکثر ما آن کانون خوشبختی و رضایت از خود را در بیرون از

    خود جستجو می کنیم یعنی در نگاه و حرف دیگران . ما می خواھیم که دیگران ما را خوشبخت بدانند و

    ھر کسی ھم توقع را از دیگری دارد و در عین حال ھر کس بمیزان بدبختی دیگران است که خود را

    خوشبخت می یابد. و بدینگونه است که ھرگز از این نگاه ھیچکس خوشبختی را نخواھد یافت الّا برای

    لحظاتی بسیار کوتاه آنھم از زبان ریائی و چاپلوسی دیگران . چون ھر کسی در بدبختی دیگران احساس

    خوشبختی را می جوید لذا ھیچکس حاضر نیست خوشبختی دیگران را بخواھد و به زبان آورد . و اتفاقاً

    اگر ھم دیگری را خوشبخت می یابد سعی می کند خلاف این امر را به او بازگوید . پس احساس

    خوشبختی بواسطه دیگران ھمان برزخ است که گاه در جدال برای اثبات خوشبختی خود و بدبختی

    دیگران چه دوزخھا به پا می گردد.

    نگاه و اندیشه دیگری در باب خوشبختی وجود دارد که اندکی عاقلانه تر می نماید و آن اینکه بخواھیم تا

    دیگران از ما راضی باشند . بدینگونه کمر خدمت به دیگران می بندیم و بکلی دست از خود می کشیم و

    ایثار پیشه می کنیم تا از ما راضی شوند و گاه در این جھت به خود فروشی می پردازیم تا ما را بپرستند .

    خدمت و ایثار به دیگران جھت ارضای نفس خویش. و ما می خواھیم این رضایت را از جانب دیگران

    بیابیم و بشنویم ولی ھرگز چنین نخواھد شد الا برای مدتی بسیار کوتاه آنھم از روی ریا . از این منظر ھم

    به ھمان نتیجۀ اوّل می رسیم که ھرگز به قصد ارضای خود و احساس خوشبختی نمی توان به این

    احساس رسید چه از طریق خود پرستی و چه از طریق از خود گذشتگی به نیّت پرستیده شدن . نتیجۀ

    نھائی اینکه ارادۀ به خوشبخت شدن منشأ بدبختی بشر است . در واقع بدبختی ھمان اراده و اندیشۀ

    خوشبختی است.

    از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 47
    پاسخ:
    یا ایلفض .....

    چقد طولانی ...!!!!!

    اهان مرسی .....

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.